7. جغرافياي مصري و يوناني. نخو1، شاه مصر از 609 تا 593، در اواخر سلطنتش كوشيد تا براي اتصال مصب نيل به درياي سرخ ترعهاي بسازد. او فرمان داد تا به گرد افريقا دريانوردي كنند و اين كار سه سال به طول انجاميد.
به فيلسوفاني كه قبلاً نام برديم، بايد هكاتايوس ملطي2 (حدود 550 تا حدود 475) را افزود، ولي او را از ديگران جدا كردم، زيرا او خود را منحصراً وقف جغرافيا كرده بود، و مسلماً او پدر جغرافياست.
8. مورخان چيني، عبري و يوناني. كارهاي زيادي در زمينهٴ تاريخ صورت گرفته بود. قديمترين مأخذ ما براي تاريخ چين قديم، كتاب
شو چينگ3 اثر كنفوسيوس است، و همچنين سالنامههاي ايالت لورا از 722 تا 481 به نام
چئون چئيو4 ما بدو مديونيم.
سِفْر داوران و كتابهاي پادشاهان كه بخشي از كتاب مقدس يهوديان و مسيحيان را تشكيل ميدهد، احتمالاً مربوط به سدهٴ ششم است، و قديمترين مورخ يوناني، كادموس ملطي5 (كه باز هم آيوني بود!)، در حدود اواسط همان قرن برآمد.
9. قانون يوناني، رومي و چيني. پيشروي زيادي در راه سازماندهي اجتماعي به سولون6 آتني در سدهٴ ششم مربوط ميشود. در اثناي نيمهٴ دوم همان قرن، ما نخستين متن رومي،
سكستوس پاپيريوس7، را ميبينيم و سياستمدار كونگ - سون چيائو8 را كه ايجاد قانون جزاي چيني بدو منسوب است.
ب. پيامبران
لائو تسه9
لائو تسه، فيلسوف چيني، در 604 در هونان10 زاده شد، در لويانگ11 پايتخت سلسلهٴ چو12 برآمد؛ در حوالي اواخر قرن ششم در جايي نامعلوم درگذشت. تصور شده است كه او در اواخر عمر خويش تائوته چينگ13، قانون خرد و فضيلت، را تأليف كرده. اين اثر، آيين وو - وئي را عرضه ميكند (بيجنبشي، بيادعايي، بيآرزويي، تسليم به تائوي جهاني). برجستهترين قسمت فلسفه (يا دين) موسوم به تائويي14 از آن ناشي شده است و آن سرچشمهٴ تصوف چيني به خالصترين و عاليترين